X
تبلیغات
رایتل

اتفاق خوبیه که از مسافرت برگردی و وبلاگت رو چک کنی و ببینی که دعوت شده ای؛دعوت به یه بازی وبلاگی.


راستش تو این وقت کم نتونستم خوب تمرکز کنم ولی موردی که تو ذهنم اومد این بود:


ترتیب بازی از این قرار بود که یه تکه کاغذ A4 رو بر می داشتیبم با دو خودکار یا مداد با رنگ های متفاوت،مثل تصویر بالا چند نقطه در طرفین کاغذ می ذاشتیم و بعد از هر نقطه خودکار رو بصورت عمود قرار می دادیم و با فشار انگشت هُلش می دادیم. آخر خط ایجاد شده می شد نقطه شروع بعد. هر کس زود تر خط رقیب رو قطع می کرد اولین نقطه رو تصرف کرده بود و این بازی ادامه داشت تا یک نفر همه نقاط طرف مقابل رو بدست بیاره.


________________________

پ.ن:ممنون از منا بخاطر دعوتش.اینم آدرس وبلاگش: http://radiomona.blogsky.com


78.ذکر شیخ ابوعلی دقّاق،رحمه الله علیه

آن استاد علم و بیان،آن بنیاد کشف و عیان،آن گمشده عشق و مودّت،آن سوخته شوق و محبت،آن مخلص درد و اشتیاق،شیخ وقت،ابوعلی دقاق-رحمه الله علیه و قُدّس الله سرّه العزیز.

درویشی گفت:روزی به مجلسِ او درآمدم به نیت آن که بپرسم از متوکلان.و او دستاری طبری بر سر داشت.دلم بدان میل کرد.گفتم:ایها الاستاد،توکل چه باشد؟ گفت:آن که طمع از دستار مردمان کوتاه کنی. و دستار در من انداخت.

و گفت:نگر تا از بهر او با هیچ آفریده خصومت نکنی که آن گاه دعوی کرده باشی کو تو آن تویی،و تو آن خود نیستی.تو را خداوندی است،شغل خویش بدو بازگذار تا خود خصمی ملک خویش او کند.


79.ذکر شیخ ابوالحسن خَرَقانی

آن بحر اندوه،آن راسخ تر از کوه،آن آفتاب الهی،آن آسمان نامتناهی،آن اعجوبه ربّانی،آن قطب وقت،ابوالحسن خرقانی-رحمه الله علیه.

گفت:مرا پندی دِه! گفت:چهار چیز نگه دار؛اول پرهیز از مناهی،و نماز به جماعت،و سخاوت،و شفقت بر خلقِ خدای.

نقل است که شیخ گفت:دو برادر بودند و مادری.هرشب یک برادر به خدمتِ مادر مشغول شدی و یک برادر به خدمت خدا مشغول بود.آن شخص که به خدمت خدا مشغول بود با خدمت خدایش خوش بود.برادر را گفت:امشب نیز خدمت خداوند به من ایثار کن! چنان کرد. آن شب به خدمت خداوند سر بر سجده نهاد،در خواب شد. دید که آوازی آمد که:برادرِ تو را بیامرزیدیم،و تو را بدو بخشیدیم. او گفت:آخر من به خدمت خدای مشغول بودم و او به خدمت مادر.مرا در کارِ او می کنید؟ گفتند:زیرا که آن چه تو می کنی،ما از آن بی نیازیم؛و لیکن مادرت از آن بی نیاز نیست که برادرت خدمت کند.

وقتی به شخصی گفت:کجا می روی؟ گفت:به حجاز. گفت:آن جا چه می کنی؟ گفت:خدای را طلب کنم. گفت:خدای خراسان کجاست که به حجاز می باید شد؟ رسول-علیه السّلام-فرمود که «طلبِ علم کنید و اگر به چین باید شدن»؛نگفت طلب خدای کنید.

و گفت:نماز و روزه بزرگ است؛لیک کبر و حسد و حرص از دل بیرون کردن نیکوتر است.


80.ذکر شیخ ابراهیم شیبانی

آن سلطان اهل تصوف،آن برهان بی تکلف،آن امام زمانه،آن همام یگانه،آن خلیل ملکوت روحانی،آن قطب وقت،شیخ ابراهیم شیبانی-رحمه الله علیه رحمه واسعه.

و گفت:شرف در تواضع است،و عزّ در تقوا،و آزادی در قناعت.


81.ذکر ابوبکر صَیدلانی،رحمه الله علیه

آن فلک عبادت،آن خورشید سعادت،آن چشمه رضا،آن نقطه وفا،آن شیخ ربانی،شیخ ابوبکر صیدلانی-رحمه الله علیه.

و گفت:عِلم تو را بریده کند از جهل.پس جهد در آن کن تا تو را بریده نگرداند از خدای-تعالی.


82.ذکر شیخ ابوحمزه بغدادی،رحمه الله علیه

آن سالک طریق تجرید،آن سایر سبیل توحید،آن ساکن حَظیره قدس،آن خازن ذخیره اُنس،آن نقطه دایره آزادی،وَتَدِ عالم،ابوحمزه بغدادی-رحمه الله علیه.

و گفت:چون نفس تو از تو سلامت یافت حقّ وی بگزاردی؛و چون خلق از تو سلامت یافت حق های ایشان بگزاردی.

تکمله

در مورد اینکه این تکمله قطعا از خود عطار است یا نه اظهار نظرهای مختلفی شده است اما غالب محققین از جمله نیکلسن،روش و سبک متن اصلی و تکمله را مثل هم تشخیص داده و از آنِ عطار دانسته اند.اما در عین حال احتمال داده اند که در طول زمان،این بخش دستخوش تغییراتی-چه از لحاظ تقدّم و تأخّر مطالب و چه از لحاظ کسر و اضافات-شده باشد.به هر حال آنچه مسلّم است این قسمت نیز چون متن اصلی حاوی ترجمه احوال عده ای از مشایخ صوفیه است و واجد همان فواید و ویژگی ها.


73.ذکر ابراهیم خوّاص،رحمه الله علیه

آن سالک بادیه تجرید،آن نقطه دایره توحید،آن محتشم علم و عمل،آن محترم حُکم ازل،آن صدیق توکل و اخلاص،قطب وقت،ابراهیم خوّاص-رحمه الله علیه.

و گفت:عالِمی،بسیار روایت نیست؛عالِم آن است که متابغت علم کند و بدان کار کند و اقتدا به سنّت ها کند،و اگرچه علم او اندک بوَد.


74.ذکر شیخ ممشاد دینَوری،رحمه الله علیه

آن ستوده رجال،آن ربوده جلال،آن صاحب دولت زمانه،آن عالی همّت یگانه،آن مجرد شده از کینه وری،شیخ وقت،ممشاد دینوری.

و سخنِ اوست که گفت:در صحبتِ اهلِ صلاح،صلاح دل پدید آید،و در صحبت اهل فساد،فساد دل ظاهر شود.


75.ذکر شیخ ابوبکر شبلی،رحمه الله علیه

آن غرق بحر دولت،آن برق ابر عزت،آن گردن شکن مدعیان،آن سرافراز متقیان،آن پرتو از عالم حسی و عقلی،شیخ وقت،ابوبکر شبلی-رحمه الله علیه.

و گفت:من به چهار بلا مبتلا شده ام،و آن چهار دشمن است؛نَفس و دنیا و شیطان و هوا.

گفتند:از چیزها چه عجیب تر؟ گفت:دل؛که خدا را بشناسد،پس بیازاردش.

و گفت:محبت ایثارِ خیر است که دوست داری برای آن که دوست داری.


76.ذکر ابونصر سرّاج،رحمه الله علیه

آن عالم عارف،آن حاکم خایف،آن امین زمره کُبَرا،آن نگین حلقه فقرا،آن زبده امشاج،شیخ وقت،ابونصر سرّاج-رحمه الله علیه.

و گفت:عشق آتش است؛در سینه و دل عاشقان مشتعل گردد،و هرچه مادون الله است،همه را بسوزاند و خاکستر کند.


77.ذکر شیخ ابوالعباس قصّاب،رحمه الله علیه

آن گستاخ درگاه،آن مقبول الله،آن کامل معرفت،آن عامل مملکت،آن قطب اصحاب،شیخ وقت،ابوالعباس قصاب-رحمه الله علیه.

نقل است که شیخ ابوسعید را گفت:اگر تو را پرسند که خدای-تعالی-شناسی؟مگو که شناسم،که آن شرک است؛و مگو که نشناسم،که آن کفر است؛ولیکن چنین گوی:«عَرَّفنا الله ذاتَهُ بِفَضلِه» یعنی خدای تعالی ما را آشنای ذات خود گرداناد به فضلِ خویش.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن: فردا و پس فردا-پنجشنبه و جمعه-دو برنامه برای نکوداشت سیدحسن بنی هاشمی به مناسبت سالروز تولدش برگزار خواهد شد.فردا حوزه هنری و پس فردا انجمن سینمای آزاد با همکاری موسسه فانوس خیال برگزارکنندگان این رویداد خواهند بود. منبع: + و +